آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

arad90

ختنه آراد گلی

پسرم دیگه مرد شدی..................  آرادی روز ١٠ بهمن یعنی یه هفته بعد ازواکسن دوماهگیت ختنه شدی.بردیمت پیش دکتر کشته گر متخصص جراحی.الهی فدای صبوریت بشم مامان دلش نیومد بیاد باهات تو اتاق باباجونو عمو محمد بردنت منم پشت در صداتو میشنیدم.فقط موقع زدن آمپول بی حسی گریه کردیو حین عمل مثل مردا آروم آروم بودی منو خاله وجیهه هم پشت در.....بردیمت خونه مامایی منتظرت بود تو خونه کلی گریه کردی خاله مرجانو امیرم اومدن ...یه لشگر بسیج شدن برای آروم کردنت...همه جا رو هم پر جیش کردی  ماماییو عمو محمد شب پیشمون موندن تا ٢ شب باباجونو عمو نگهت داشتن بعدشم من و مامایی تا صبح خدارو شکر  ... ان شاا... دومادیت...... ...
24 بهمن 1390

روزاول تولد آراد مامانی

امروز داشتم فکر میکردم دیدم یادم رفته روز اول تولدتو ثبت کنم ....آرادی شما روز ٦ آذر ٩٠ ساعت ٨و٣٠ دقیقه صبح مصادف با اول محرم تو بیمارستان نبی اکرم زاهدان به دنیا اومدی.دکترتم خانم دکتر قصری بود. اون روز مامان خیلی استرس داشت تا اینکه وقتی تو اتاق عمل صداتو شنیدم خیالم راحت شد که پسر گلم سالمه!ولی حیف چون اون روز خیلی شلوغ بود نشونت ندادنم...بعد که اومدم بیرون دیدمت کیف کردم.یه پسر ناز سفید خوشگل مثل الان...الهی فدات شم..همه اومدن دیدنت بابابزرگا مامان بزرگا خاله ها عموها و عمه جونات..همکارای مامان خاله مه رو و سمیرا عمو احسان و مرتضی و خاله فاطی میرهاشمی ...شبم عمه مرضیه پیشمون موند.فرداشم ساعت ٩ مرخصمون کردنو عمو محسن با گوسفند منتظرمون بو...
24 بهمن 1390

واکسن دوماهگی آراد مامانی

پسر گلم دیروز واکسن دوماهگیتو زدیم .خیلی درد کشیدی عصرش همش جیغ میکشدی دنیا رو رو سرت گذاشتی ولی خدا رو شکر الان آروم کنار مامانی خوابیدی.دیروز مامانی خیلی غصه خورد چون به خاطر تحریم واکسنات پیدا نمیشد ولی بالاخره دو تاشو دختر عمه باباجون مریم خانم پیدا کردو یکیشم خاله مرجان!الان دیگه خیال مامانی راحت شد که واکسناتو زدی.الهی مامانی فدات شه دیشب تا 2 بیدار بودیو نق نق میکردی .مامانیبو باباییم بالاسرت .... یکمم تب کردی ولی خدا رو شکر صبح شد... آرادی خیلی دوست داریم مامان گلم راستیییییییییی باباجون بوسیدنتو آزاد کرده از دو ماهگییییییییی ...
6 بهمن 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به arad90 می باشد